تبليغاتX
صراط مستقیم

23ذیحجه الحرام1430

20     آذر       1388

11    دسامبر   2009

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از عبارات زیارت حضرت ولی عصر(ارواحنا فداه) در روز جمعه این جمله است که خطاب به آن حضرت عرض می‌کنیم: «السلام علیک یا عین الحیاه.» یعنی: سلام بر شما ای چشمه‌ی حیات!

در این عبارت وجود مقدس امام زمان(ارواحنا فداه) به چشمه‌ی حیات تشبیه شده است. علت این تشبیه چیست؟

همه می‌دانیم که دو سوم وزن بدن هر انسانی را آب تشکیل می‌دهد و اگر آب به بدن انسان نرسد، خیلی زود او را از پا در می‌آورد. به عبارت دیگر آب برای زنده ماندن  و ادامه‌ی زندگی هر انسانی لازم و ضروری است و بدون آب زندگی بدنی انسان بی‌معنی است. و اهمیت آب در حیات انسان از این آیه‌ی شریفه مشخص می‌شود که خدای تعالی می‌فرماید: «وَ هُوَ الَّذي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً.»1 یعنی: و او آن کسی است که از آب، بشر را خلق کرد.

و حتی حیات تمامی موجودات به آب وابستگی کاملی دارد و بدون آب، حیات هیچ موجودی امکان پذیر نمی‌باشد. همانطور که خدای تعالی می‌فرماید: «جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍّ أَ فَلا يُؤْمِنُونَ.»2 یعنی: و از آب هر چیزی را زنده قرار دادیم. آیا پس ایمان نمی‌آورند؟

در تفسیر این آیه‌ی شریفه امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: همانطوری که خدای تعالی به وسیله‌ی آب هر یک از نعمت‌ها و موجودات دنیا را حیات داد، همین طور هم فضل و رحمتش باعث حیات و زندگی قلوب و عبادت‌ها می‌شود.

و بدون هیچ شک و شبهه‌ای آنچه از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است؛ حیات روحی و معنوی انسان است. زیرا با این حیات می‌خواهد بی‌نهایت سال زندگی کند. اگر به بدن انسان آب نرسد نهایتش این است که می‌خواسته مثلا 50 سال دیگر بمیرد الآن می‌میرد ولی اگر حقایق و معارف و آب حیات روحی به انسان نرسد و بمیرد برای همیشه حقیقتش که همان روحش می‌باشد از بین می‌رود.

حال باید گفت در زمانی که ما زندگی می‌کنیم؛ آن معدن و مخزنی که می‌تواند این آب حیات را به ما برساند وجود مقدس امام عصر ارواحنا فداه می‌باشد که چشمه‌ی حیات نامیده شده اند. و تنها و تنها هم آب حیات در این وجود مقدس و کسانی که خودشان را متصل به ایشان کرده‌اند وجود دارد.

بنابراین اگر می‌خواهیم حیات واقعی داشته باشیم باید اعتقادمان را نسبت به آن وجود مقدس صحیح قرار دهیم و از اعتقادات انحرافی که دشمنان دانا یا دوستان نادان درباره‌ی امام عصر اظهار کرده و می‌کنند روحمان را پاک کنیم و محبتمان را نسبت به آن حضرت زیاد و زیادتر کنیم و با تزکیه‌ی نفس و پیمودن راه خدا زمینه‌ را برای اعطای این آب حیات از جانب آن وجود مقدس فراهم کنیم.

زیرا اگر این مقدمات را انجام ندهیم مانند بیمار سختی هستیم که میلی به آب ندارد و اگر به او آب هم بدهند حالش بد می‌شود و بدنش قبول نمی‌کند.

این حقیقت در مورد دشمنان امام زمان و منحرفین از آن وجود مقدس کاملا نمایان است. زیرا آنها نه تنها خودشان به طرف آن حضرت نمی‌روند بلکه با مقابله در برابر کسانی که می‌خواهند آن وجود مقدس را به مردم بشناسند سد راه خدا شده و مردم را از آن حضرت دور می‌کنند. همانطور که در مورد قرآن خدای تعالی می‌فرماید: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لا يَزيدُ الظَّالِمينَ إِلاَّ خَساراً.»3 یعنی: و ما از قرآن آنچه مایه‌ی شفا و رحمت برای مؤمنین است نازل می‌کنیم ولی برای ظالمین جز خسارت و زیان چیزی زیاد نمی‌کند.

با توجه به این آیه‌ی شریفه همین قرآنی که اعراب جاهلیت را از لب گودی پرتگاه آتش نجات داد چون با مذاق ستمگران سازگار نیست و در برابر آن می‌ایستند و به آن توهین می‌کنند و مورد تمسخر آن را قرار می‌دهند باعث زیادی خسارت و زیان و بدبختی آنها می‌شود. همین طور افرادی که نام و ظهور امام زمان علیه السلام را مخالف مقاصد شومشان می‌بینند و جزء ستمگران و ظالمین هستند معارف امام زمان(علیه السلام) که گاهی بعضی از غیر مسلمانان را زنده می‌کند و باعث شفای روح آنها می‌شود، آنها را نه تنها به طرف آب حیات نمی‌کشاند بلکه در اثر مخالفت با آنها در خسران و زیان بیشتری فرو می‌روند.

........................................................

1- سوره‌ی فرقان(25)، آیه‌ی 54.

2- سوره‌ی انبیاء(21)، آیه‌ی 30.

3- سوره‌ی اسرا(17)، آیه‌ی 82.

+ نوشته شده توسط علی در جمعه بیستم آذر 1388 و ساعت 11:31 قبل از ظهر |

 20 ذیحجه1430

17  آذر   1387

8  دسامبر2009

بسم الله الرحمن الرحیم

ادامه‌ی مطلب:

يكي ديگر از مطالبي كه در غدير خم خداي تعالي نازل فرموده آيه‌ي شريفه‌ي:

« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً»

 يعني: امروز براي شما دينتان را كامل كردم و بر شما نعمتم را تمام نمودم و راضي شدم كه اسلام دينتان باشد، است.

در اين آيه‌ي شريفه سه مطلب فوق العاده مهم را خداي تعالي بيان فرموده است كه درباره‌ي هيچ موضوع و هيچ مناسبت ديگري چنين مطالبي بيان نشده است:

1- كامل شدن دين

2- تمام شدن نعمت خداي تعالي بر مردم

3- اسلام، دين مردم شدن

يعني با آنچه خداي تعالي در اين روز به پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) امر فرمود و ايشان اجرا كردند، دين كامل شد يعني بدون انجام اين مطلب دين ناقص است. و خداي تعالي نعمت عظيمش را بر مردم در اين روز تمام كرد يعني تا اين موضوع انجام نمی‌شد خداي تعالي نعمتش را به مردم ناقص عطا فرموده بود. و با اجراي اين مطلب، اسلام توانست دين؛ يعني راه و روش زندگي معنوي و مادي و دنيوي و اخروي انسانها باشد يعني بدون آن، اسلام چنين خاصيت كاملي را نداشت.

اينها مطالبي است كه با اندك تاملي در اين آيه‌ي شريفه مي‌توان به آن پي ربرد.

سؤال: آيا واقعا اين مطالب با عظمت كه هر كدام از آنها براي اثبات موضوع كافي است مي‌تواند فقط در اثر دوستي با شخصي حتي مثل حضرت علي(عليه السلام) بوجود آيد.

براستي آن‌طور كه ترجمه و تفسير مي‌شود كه: هر كس من دوست او بوده‌ام، از اين به بعد علي(عليه السلام) دوست اوست، مگر دوستي با پيامبر براي مسلمان شدن و به سعادت رسيدن كافي بوده است كه خداي تعالي بخواهد با اعلام دوستي با علي( عليه السلام) دين را كامل نمايد و نعمت را بر مردم تمام كند و راضي شود كه اسلام، دين مردم باشد؟!

واقعا دوستي تنها كاري از پيش مي‌برد؟

همانطور كه كم و بيش اطلاع داريم بسياري از دانشمندان غربي نسبت به پيامبر اسلام اظهار احترام كرده و در برابر عظمت آن حضرت سر تعظيم فرود آورده‌اند و ايشان را دوست دارند

ولي اگر از ايشان تبعيت نكنند و دين ايشا ن را قبول نكنند ودر انحراف خود باقي بمانند نه دين كامل نصيبشان می شود ونه نعمت خدا بر آنها تمام می‌گردد.

بنا براين از نظر عقل كه حجت با طني است كاملا برداشت كلمه دوست از كلمه مولا در اين فرمايش پيا مبر اكرم (صلي الله عليه واله وسلم ) با اين اهميت كه خدا قا ئل شده رد مي شود.

تا اين جا سعی کردیم كه موضوع اعلام ولايت وامامت و خلافت بلا فصل امير المومنين (عليه السلام )را بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله)از نظر عقلي ثابت نمائيم.

در اين قسمت به جريان قدير خم و خطبه‌ی عظيم الشان پيا مبر اكرم (صلي الله عليه واله )در اين روز( كه متاسفانه از آن خطبه‌ی طولا ني كه حقا يق بسيا ري را آن حضرت بيان مي فرمايند و به انسان حيات تازه اي مي بخشد واورا به وجد نشاط مي آورد تنها جمله‌ی من كنت مولا فهذا علي مولا ودر نهايت اللهم وال من والاه وعاد من عاداه مطرح مي شود ) واز بقيه آن غفلت شده است خواهيم پردا خت.

شيخ كُلينى روايت كرده است كه حضرت رسـول (صـلى اللّه عـليـه و آله ) بـعـد از هـجـرت ده سـال در مـديـنـه مـانـد و حـجّ بـه جـا نـيـاورد تـا آنـكـه در سال دهم ، خداوند عالميان اين آيه فرستاد كه: وَ اَذِّنْ فِي النّاسِ بِالْحَجِّ يَاْتُوكَ رِجالاً وَعَلى كُلِّ ضامِرٍ يَاْتينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَميق لِيَشْهَدوامَنافِعَ لَهُم.

پس امر كرد رسول خدا( صلى اللّه عليه و آله ) مُؤَذِّنّان را كه اعلام نمايند مردم را به آوازهـاى بـلنـد بـه آنـكـه حـضـرت رسـول (صـلى اللّه عـليـه و آله ) در ايـن سال به حجّ مى رود؛ پس مطلع شدند بر حج رفتن آن حضرت هركه در مدينه حاضر بود و در اطـراف مـديـنـه و اعـراب بـاديـه . و حـضـرت نـامـه هـا نـوشـت بـه سـوى هـركـه داخل شده بود در اسلام كه رسول خدا (صـلى اللّه عـليـه و آله ) اراده حجّ دارد پس هركه تـوانائى حجّ رفتن دارد حاضر شود؛ پس همه حاضر شدند براى حجّ با آن حضرت و در هـمه حال تابع آن حضرت بودند...

شـيـخ مـفـيـد و طـبـرسـى روايـت كـرده انـد كـه چـون حـضـرت رسـول (صـلى اللّه عـليـه و آله )  از اعـمـال حـجّ فارغ شد متوجّه مدينه شد و حضرت امـيرالمؤ منين (عليه السّلام) و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به غَدير خُم رسيد و آن موضع در آن وقت محلّ نزول قوافِل نبود؛ زيرا كه آبى و چراگاهى در آن نبود، حـضـرت در آن مـوضـع نـزول فـرمـود و مـسـلمـانـان نـيـز فـرود آمـدنـد و سـبـب نـزول آن حـضـرت در چـنـان مـوضـع آن بـود كـه از حـق تـعـالى تاءكيد شديد شد بر آن حضرت كه اميرالمؤ منين (عليه السّلام) را نصب كند به خلافت بعد از خود و از پيش نيز در ايـن بـاب وحـى بـر آن حـضـرت نـازل شـده بـود لكـن مـشـتـمـل بر توقيت و تاءكيد نبود و به اين سبب حضرت تاءخير نمود كه مبادا در ميان اُمّت اخـتـلافـى حادث شود و بعضى از ايشان از دين برگردند و خداوند عالميان مى دانست كه اگـر از غـدير خم درگذرند متفرّق خواهند شد بسيارى از مردم به سوى شهرهاى خود،پس حـق تـعـالى خـواسـت كـه در ايـن مـوضع ايشان جمع شوند كه همه ايشان نصّ بر حضرت امـيـرالمؤ منين عليه السّلام را بشنوند و حجّت بر ايشان در اين باب تمام شود و كسى از مسلمانان را عُذرى نماند؛ پس حق تعالى اين آيه را فرستاد:
يا اَيُّهَا الرُّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ.

يـعـنـى اى پـيـغـمـبـر بـرسـان بـه مـردم آنچه فرستاده شده است به سوى تو از جانب پروردگار تو در باب نص بر امامت على بن ابى طالب عليه السّلام و خليفه گردانيدن او را در ميان امّت پس فرمود:

وَاِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ الناسِ.

اگر نكنى پس نرسانده خواهى بود رسالت خدا را و خدا ترا نگاه مى دارد از شرّ مردم .
پـس تـاءكيد فرمود در تبليغ اين رسالت و تخويف نمود آن حضرت را از تاءخير نمودن در آن امر و ضامن شد براى آن حضرت كه او را از شر مردم نگاه دارد.

پـس بـه ايـن سـبـب حـضـرت در چـنـان مـوضـعـى كـه محل فرود آمدن نبود فرود آمد و مسلمانان همه برگرد آن حضرت فرود آمدند و روز بسيار گـرمـى بـود پس امر فرمود درختان خارى را كه در آنجا بود زير آنها را از خس و خاشاك پـاك كـردنـد و فـرمـود پـلانـهـاى شـتـران را جمع كردند و بعضى را بر بالاى بعضى گـذاشـتند، پس منادى خود را فرمود كه ندا در دهد در ميان مردم كه همه به نزد آن حضرت جـمـع شوند، پس ‍ همگى جمع شدند و اكثر ايشان از شدت گرما رداهاى خود را بر پاهاى خـود پـيـچيده بودند و چون مردم اجتماع كردند حضرت بر بالاى آن پالانها كه به منزله مـنـبر بود برآمد و حضرت امير( عليه السّلام) را بر بالاى منبر طلبيد و در جانب راست خود بـازداشـت پـس خـطـبه خواند:

حمد و سپاس خدایى را كه در عظمت یکتا و در وحدانیت بیهمتاست. سلطنت او با عظمت و در اداره ی امور خلایق مقتدر و بهمه ی مخلوقات دانا و در همه جا حاضر و ناظر و قرت او بر همه ی موجودات غالب است. بزرگی که ازلیست و ستوده ایکه زوال ندارد، آفرینندهه ی آسمانها و گستراننده ی کهکشانها و فرمانروای مطلق زمین و آسمانهاست. منزه و مقدس است خداوندی که فرشتگان و رح القدس همه مخلوقات اویند.

افاضه ی فیوضاتش همه ی موجودات را احاطه نموده و نعمت های بی پایانش بر مخلوقات گسترده شده، همه را می‌بیند و هیچ چشمی جزدیده‌ی عقل او را نخواهد دید.

بخشنده و بردبار و غفور است، رحمت او همه چیز را فرا گرفته و بندگان را بوقوف اسرار آفرینش منت نهاده است.

به انتقام سرکشان شتاب نمی‌فرماید و گنهکاران و ستمکاران را سریع مجازات نمی‌فرمایدٰ به اسرار بندگان دانا و به رازهای درونی آنها و هیچ اندیشه‌ای از او پنهان نیست.

نهفته‌ای بر او مشتبه نمی‌گردد، علم او جمیع موجودات را فرا گرفته و بر هرچیز غالب و قاهر وقادر است.

ادامه دارد

 

 

+ نوشته شده توسط علی در سه شنبه هفدهم آذر 1388 و ساعت 8:36 قبل از ظهر |

18ذيحجه  1430

15  آذر   1388

6 دسامبر 2009

بسم الله الرحمن الرحيم


عید سعید غدیر- عید الله الاکبر- را به محضر مقدس امام عصر(ارواحنا فداه) و شما بازدید کنندگان محترم تبریک و تهنیت عرض می نمائیم.

با توجه به مطالبي كه در دو روز گذشته بيان شد روشن گرديد كه با توجه به آيه‌ي شريفه‌ي« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس‏»(1) غير ممكن است كه خداي حكيم توسط پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) بخواهد آن برنامه‌ي مفصل كه بعدا انشاء الله توضيح داده خواهد شد را در مدت چند روز اجرا كند و به نقل تاريخ حداقل 70هزار نفر زن و مرد را در آن بيابان معطل نمايد و فقط بخواهد بفرمايد هر كس تا حالا من دوست او بوده‌ام از اين به بعد علي ( عليه السلام) دوست اوست.

با اندك تاملي متوجه مي‌شويم كه اين عمل از يك شخص عاقل و حكيم نيز غير ممكن است تا چه رسد به خداي تعالي. يعني آيا واقعا چنين شخصي را مي‌توان تصور كرد كه جمعيت كذايي را چند روز در وسط بيابان نگه دارد تا بخواهد به آنها بگويد هر كس تا حالا من دوست او بوده‌ام فلان شخص دوست اوست؟! آيا همه به او اعتراض نمي‌كنند كه تو ما را به تمسخر گرفته‌اي؟!

آيه‌ي ديگري كه درباره‌ي عيد غدير نازل شده اين آيه‌ي شريفه است:

« الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُم »(2)

يعني: امروز كافران از دسترسي به دينتان مايوس شدند.

گرچه در خبر آمده كه وقتي پيامبر(صلي الله عليه و آله) از رحلت خوشان در مدت كوتاهي خبر دادند و فرمودند من بزودي از ميان شما خواهم رفت، منافقين گفتند اگر محمد( صلي الله عليه و آله) از دنيا برود دين او را از بين مي‌بريم ولي هنگاميكه موقف غدير پيش آمد گفتند: كيد و مكر ما از بين رفت و نابود شد، در اين هنگام آيه‌ي فوق نازل شد.(3) ولي ما از نظر عقلي از آن جهت كه عقل حجت باطني است آن را مورد بررسي قرار مي‌دهيم:

سؤال: آيا اعلام دوستي علي بن ابيطالب با مردم، واقعا آنچنان تاثيري داشته است كه كفار از دسترسي به دين اسلام مايوس شوند و بگويند ما نمي‌توانيم اين دين را از بين ببريم؟!

آنچه از منابع سني و شيعه كاملا واضح است اين است كه تاكيدات فراواني كه پيامبر اكرم( صلي الله عليه و آله) در اظهار محبت و مودت با اهل بيت و بالاخص با امير المؤمنين( عليه السلام) در طول مدت رسالتشان فرموده‌اند كه مثلا مي‌فرمايند: كسي كه مي‌خواهد متمسك به دين من بشود و سوار كشتي نجات بعد از من شود با علي بن ابيطالب( عليه السلام) همنشين باشد و دشمنانش را دشمن بدارد و دوستانش را دوست بدارد،(4) خيلي مهمتر از اين بيان است كه هر كس من دوست او بوده‌ام از اين به بعد علي( عليه السلام) دوست اوست.

بنابراين از نظر عقلي، كاملا دور از عقل است كه بخواهيم بگوئيم خداي تعالي ياس كفار از دسترسي به دين اسلام را مطابق با اعلام دوستي امير المؤمنين(عليه السلام) با مردم معرفي نمايد. ادامه دارد ...

.................................................

1- سوره‌ي مائده(5)، آيه‌ي67

2- سوره‌ي مائده(5)، آيه‌ي3

3- بحارالانوار، ج37، ص163

4- كمال الدين، ج1، ص260

 

+ نوشته شده توسط علی در یکشنبه پانزدهم آذر 1388 و ساعت 9:17 قبل از ظهر |

16ذيحجه1430

13  آذر 1388

4دسامبر2009

بسم الله الرحمن الرحيم

در آستانه يكي از مهمترين وقايع تاريخ و بزرگترين عيد اسلامي يعني  عيد سعيد غد‌‌‌ير قرار گرفته‌ايم.

اين عيد بزرگ را همانطور كه در روايات، عيد الله الاكبر ناميده‌اند، از اهميت فوق العاده‌اي برخوردار مي‌باشد. و از مواردي كه واقعا زبان و قلم از بيان حقيقت آن قاصر است همين عيد با عظمت و اتفاقي كه در آن بوقوع پيوست مي‌باشد.

گرچه امروزه عيد غدير در بين عامه‌ي مردم در اين فرمايش پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) كه فرمودند:« من كنت مولاه فهذا علي مولاه» خلاصه شده است ولي حقيقت اين است كه حدود سه تا چهار ساعت پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) در غدير خم براي مردم خطبه خواندند و مطالب عجيبي در معارف بالاخص در ولايت امير المؤمنين و بقيه‌ي ائمه(عليهم السلام) و حتي امام عصر(ارواحنا فداه) بيان فرمودند كه انشاءالله در روزهاي آينده به اندازه‌اي كه خداي تعالي توفيق عنايت فرمايد ترجمه‌ي اين حديث گهربار و گرانقدر را خدمت بازديد كنندگان محترم تقديم خواهيم كرد.

در اين مجال مي‌خواهيم ببينيم اگر پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) در غديرخم، غير از جمله‌ي من كنت مولاه فهذا علي مولاه نفرموده باشند ادعاي آنان كه مولا را به دوست تفسير و ترجمه مي‌كنند صحيح است يا نه؟

لازم به تذكر است كه ما قصد توهين و قصد منكوب كردن  گروه و جمعيتي را نداريم ولي از چند جهت اين مساله بايد مورد بررسي قرار بگيرد؛

يكي اينكه اين حادثه در تاريخ اسلام بوقوع پيوسته و راويان زيادي از سني و شيعه اين جريان را نقل كرده‌اند و درباره‌ي آن قلم زده‌اند وحتي بعضي از علماي اهل تسنن در اين موضوع، كتاب مستقلي نوشته‌اند از جمله:

1- محمد بن جرير طبري، كتاب الولايه

2- حافظ ابو العباس احمد بن  محمد بن سعيد بن عبد الرحمن الكوفي معروف به ابن عقده، در كتاب الولايه اين حديث شريف را به 125 طريق از 125 تن از صحابه با تحقيقات بليغه نقل كرده است

3- ابن حداد حافظ ابو القاسم حسكاني در كتاب الولايه مشروحا واقعه‌ي غدير را با نزول آيات نقل نموده‌ است.و ....

ديگر اينكه با آن مقدمات و مؤخراتي كه اين واقعه‌ي عظيم داشته و با آن برنامه‌ي ويژه‌اي كه پيامبر اكرم( صلي الله عليه و آله) چند ساعت علي بن ابيطالب( عليه السلام) را در كنار خود قرار دادند و سخنراني فرمودند بايد مساله‌ي بسيار مهمي بوده باشد.

ثالثا همانطور كه روايت مي‌فرمايد: « ِانَّ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَيْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِيَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ ع وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُول‏» يعني: قطعا براي خداي تعالي  در بين مردم دو حجت است؛ حجت ظاهري و حجت باطني، حجت ظاهري رسل و انبياء و ائمه( عليهم السلام) و حجت باطني عقول هستند. خداي تعالي در برابر عقلي كه به ما عنايت فرموده از ما سؤال خواهدكرد و همانطور كه مخالفت با انبياء و ائمه( عليهم السلام) كه حجت ظاهري هستند باز خواست و مجارات دارد مخالفت با عقل نيز كه حجت باطني  است مجازات خواهد داشت.

بنابراين از نظر عقلي اين مساله را مورد بررسي قرار خواهيم داد:

آنچه كه همه به آن اقرار دارند اين است كه در سفر حجي كه پيامبر اكرم( صلي الله عليه و آله) در آخر عمر مباركشان بجاي آوردند و معروف به حجه الوداع است در بازگشت، جبرئيل بر آن حضرلت نازل شد و از جانب خداي‌تعالي اين آيه را قرئت نمود:

« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس‏»

 يعني: اي رسول! تبليغ آنچه به تو از جانب پروردگارت نازل شده بكن. و اگرانجام ندهي تبليغ رسالت الهي را ننموده‌اي! و خدا تو را از مردم حفظ مي‌كند.

2 نكته در اينجا مورد توجه است:

يكي اينكه؛ خداي تعالي در همين سفر قبل از نزول اين آيه، به پيامبر اكرم( صلي الله عليه و آله) امر فرمود كه ولايت و امامت علي بن ابيطالب ( عليه السلام) را به مردم اعلام نمايد ولي پيامبر اكرم( صلي الله عليه و آله) چون با يك عده از افراد سست ايمان مواجه بودند از اينكه مبادا آنها مرتد شوند و پيامبر را تكذيب كنند مي‌خواستند در موقعيتي مناسب اين امر الهي را انجام دهند( و خداي تعالي هم كه وقت تعيين نفرموده بود) ولي چون بايد در همين سفر اين مطلب اعلام مي‌شد، خداي تعالي با نزول اين آيه اعلام فرمود كه بايد هرچه سريعتر اين كار انجام شود و خداي تعالي تو را از شر مردم حفظ مي‌فرمايد.

نكته‌ي دوم اينكه؛ واقعا چه موضوع با اهميتي را بايد پيامبر اكرم( صلي الله عليه و آله) به مردم اعلام مي‌فرمودند كه اگر آن را اعلام نمي‌فرمودند اصلا تبليغ رسالت نكرده بودند و چه مطلبي بوده كه بعضي با آن حضرت مخالفت مي‌كردند و آشوب به پا مي‌نمودند كه خداي تعالي مي‌فرمايد من تو را از شر آنها حفظ مي‌كنم؟

در طول مدت 23 سال، پيامبر اكرم( صلي الله عليه و آله) زحمات فوق العاده‌اي براي تبليغ رسالت و هدايت مردم كشيده بودند، مردم را از جاهليت محض نجات داده و با خداي واحد و انسانيت و حق آشنا كرده وآيات الهي را به گوش آنها رسانده بودند و سختي‌هاي زيادي در اين راه متحمل شده بودند ولي با اين وجود خداي تعالي مي‌فرمايد اگر اين مطلب را به مردم اعلام نكني اصلا تبليغ رسالت نكرده‌اي!

مثل اينكه شخصي سالها زحمت كشيده باشد و كارخانه‌ي با عظمتي را بر پا كرده باشد به او گفته مي‌شود اگر برق اين كارخانه را وصل نكني هيچكار نكرده‌اي. و واقعا اين چنين است زيرا هيچ نتيجه‌اي از زحمات چند ساله‌اش نمي‌برد. ولي هيچ گاه به او گفته نمي‌شود كه اگر در اين فضاي سبزي كه در كارخانه درست كرده‌اي يك درخت ديگر اضافه نكني اصلا هيچكار نكرده‌اي.

بنابراين اينكه گفته شود منظور پيامبر اكرم از جمله‌ي من كنت مولاه فهذا علي مولاه، اين است كه هر كس من دوست او بوده‌ام از اين به بعد اين علي دوست اوست از نظر عقلي  مردود است. مگر علي (عليه السلام)  با مسلمانان دشمن بوده يا آنها با علي(عليه السلام)   دشمن بوده‌اند كه پيا مبر اكرم( صلي الله عليه واله) بايد اين مطلب را اعلام كنند  .

وقتي خداي تعالي در قران مي فرما يد: « انما المو منون اخوه » مومنين با هم برادر ند تمام كسا ني كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه واله) را قبول دارند  واز ايشان تبعيت مي كنند اينها علاوه بر د وستي با يكديگر برادر يك ديگر حساب مي شوند   خلاصه ا ينكه كاملا اين ترجمه و تفسير از واقعيت مطلب دور است.  ادامه دارد

 

+ نوشته شده توسط علی در جمعه سیزدهم آذر 1388 و ساعت 9:56 قبل از ظهر |

15  ذیحجه 1430

12    آذر   1388

3  دسامبر 2009

بسم الله الرحمن الرحیم

میلاد مسعود حضرت امام هادی(علیه الصلاه و السلام) را به محضر مقدس امام عصر(ارواحنا فداه) و تمامی شیعیان آن حضرت تبریک و تهنیت عرض می کنیم.

امروز روز تولد یکی دیگر از حجج الهی یعنی حضرت ابوالحسن، امام هادی(علیه الصلاه و السلام) می‌باشد.

همانطور که بارها در این وبلاگ عرض شده که در این تولدها انسان باید به حقیقت این امامان عزیز توجه کند، بار دیگر نیز همین مطلب را تکرار می‌کنم و می‌گویم باید کاری کنیم که به معرفت امام برسیم و در هر تولدی یک رشدی در خودمان که حاکی از این معرفت باشد احساس کنیم.

براستی آیا فکر کرده‌ایم که آیه‌ی« وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ في‏ إِمامٍ مُبين‏.» یعنی: و علم هر چیزی را در امام مبین احصاء کردیم، که در مورد ائمه‌ی اطهار(علیهم السلام) نازل شده یعنی چه؟ یعنی این انوار مقدسه علاوه بر عصمت از خطا و اشتباه، که همه‌ی پیامبران دارند دارای عصمت از جهل نیز هستند و تمام آنچه مربوط به مخلوقات پروردگار می‌شود علمش در روح مقدس آنها قرار داده شده است.

و برای اینکه تا حدی علم ائمه تقریب به ذهن ما شود روایتی را نقل می‌کنم.

ابتدا توضیح دهم که همانطور که در قرآن آمده پس از آنکه ملکه‌ی سبا تصمیم گرفت که  به نزد حضرت سلیمان بیاید حضرت سلیمان خواست که قبل از اینکه او برسد تختش که تخت بزرگی بوده در نزد حضرت سلیمان حاضرشود. از آنجا که جن و انس در خدمت حضرت سلیمان بودند ایشان این مطلب را در بین آنها مطرح کرد. بزرگ اجنه عرض کرد که من این تخت را قبل از اینکه شما از جایگاهتان برخیزی و کارت تمام شود(شاید دو سه ساعتی طول می‌کشیده) حاضر می‌کنم اما عاصف بن برخیا که وزیر حضرت سلیمان بود عرض کرد من قبل از چشم بر هم زدنی آن را می‌آورم و این کار را کرد.2

درقرآن درباره‌ی عاصف بن برخیا که این کار را کرد یعنی از شش ماه راه به یک لحظه تخت بلقیس را با آن بزرگی حاضر کرد می‌فرماید:« الَّذي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتاب‏.»3 کسی که علم قسمتی از کتاب را داشت.

ولی درباره‌ی امیرالمؤمنین و بقیه‌ی ائمه‌ی اطهار(علیهم السلام) می‌فرماید  وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتاب‏.»4 یعنی: و کسی که تمام علم کتاب نزد اوست.

امام  صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: علم عاصف بن برخیا در مقابل علم امیرالمؤمنین(علیه السلام) به اندازه‌ی ترشدن بال مگسی از یک دریاست.

بنابراین از این حجج الهی که ماسوی الله تحت عنایات و تسلط آنها هستند( علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را    که به ماسوی فکندی همه سایه‌ی هما را) غافل نشویم که اگر غافل شدیم خودتان فکر کنید چه مصائبی بر سرمان آمده، چه مصائبی بر سرما ن خواهد آمد، و چقدر از حقیقت دور افتاده و چقدر ضرر خواهیم کرد...

......................................................

1-   سوره‌ی یس(36)، آیه‌ی 12.

2 و 3- سوره‌ی نمل(27)، آیات 38-40.

4- سوره‌ی رعد(13)، آیه‌ی 43.

5- بحارالانوار، ج 26، ص 160.

 

+ نوشته شده توسط علی در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 و ساعت 10:32 قبل از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم


درس شست و نهم

[حكمتهاى نهفته در آفرينش پرنده‏]

 اى مفضّل! در جسم و آفرينش پرنده بنگر. آنگاه كه تقدير و حكمت بر آن تعلق گرفت كه پرنده در آسمان باشد، تنش سبك و نيكو آفريده شد و به جاى چهار دست و پا تنها دو پا و به جاى پنج انگشت چهار انگشت و به جاى دو مخرج بول و فضولات يك مخرج به آن داده شد.

چنان كه قسمت پيشين كشتى تيز و باريك است و آب را مى‏شكافد و پيش مى‏رود، سينه و جلوى پرنده نيز به گونه‏اى شبيه كشتى است تا هوا را بشكافد و چنان كه خواهد به پرواز در آيد. همچنين در بالها و دمش پرهاى بلندى نهاده شده تا براحتى او را براى پرواز بلند كنند. تمام بدنش پوشيده از پر است تا هوا در آنها نفوذ كند و براحتى در ارتفاع بالا بماند و پرواز كند. از آنجا كه حكمت، چنين تعلق گرفت كه غذاى پرندگان از دانه و گوشت باشد و بايد آنها را بدون جويدن فرو برد، همانند لب و دندان آدمى براى آنها آفريده نشد بلكه منقارى تيز و سخت به آنها داده شد تا غذا را با آن برگيرند و بخورند و از چيدن و شكستن دانه‏هاى سخت [از زمين ناهموار] پاره نشود و از پاره كردن گوشت نشكند.

از آنجا كه پرنده دندان ندارد و دانه را سالم و گوشت را سخت و ناپخته فرو مى‏برد در درون آن حرارتى نهاده شده كه دانه را چنان خرد و آسياب مى‏كند كه از جويدن مستغنى مى‏گردد. به خاطر نبودن اين نيرو در انسان [اگر اين دانه‏ها را آدمى ناجويده فرو برد] به همان شكل سالم دفع مى‏گردد ولى همين دانه‏هاى سالم در درون پرنده چنان خرد مى‏گردد كه اثرى از آن نمى‏ماند.

نيز تقدير چنان شد كه پرندگان تخم گذارند و بچه نزايند تا در وقت پرواز سنگين نباشند. اگر فرزند در شكم آنها بماند تا قوى شود [چنان كه در پستانداران چنين است‏]، سنگينى آن، آنها را از برخاستن و پرواز نگاه مى‏دارد. پس همه چيز پرندگان چنان آفريده شده كه با ويژگيهاى آنها متناسب و هماهنگ باشد.

آنگاه پرنده‏اى كه غالبا در پرواز و گشت است، گاه هفته‏اى، برخى دو هفته و برخى ديگر سه هفته بر تخم خود مى‏خوابند تا آن را بپرورانند و جوجه از تخم بيرون آيد. چون جوجه بيرون آمد باد در دل جوجه مى‏دمد تا چينه‏دانش گشاده گردد و بتواند غذا را جاى دهد. آنگاه او را غذايى مناسب و سازگار مى‏دهد و بزرگ مى‏كند.

چه كسى تدبير چنان نموده كه او غذا و دانه برچيند و در چينه‏دان ريزد و آنگاه براى جوجه‏اش دانه‏ها را برآورد؟ چرا اين گونه خود را در رنج و سختى مى‏افكند و حال آنكه عقل و انديشه ندارد و از جوجه‏اش انتظارى كه آدميان از فرزند دارند؛ مانند: فخر، عزت، يارى و ماندگارى نام ندارد؟

خداوند جلّ و علا از سر لطف و كرامت، چنان تدبير نموده كه او بدون انديشه در اين امور، از سر غريزه خدادادى جوجه‏اش را دوست دارد و غذايش دهد تا نسل آنها پايدار ماند. بنگر كه مرغ چگونه شور تخمگذارى و پرورش جوجه در سر دارد حال آنكه جاى و لانه مناسبى براى گرد آوردن تخمها در آن ندارد؟ مرغ در اين زمان برانگيخته مى‏شود. تخم مى‏گذارد و گرسنه مى‏ماند و چيزى نمى‏خورد تا تخمهايش گرد آيند و آنها را بپروراند و جوجه گرداند. راستى آيا اين جز براى ماندگارى نسل است؟ و با اينكه مرغ درك و انديشه ندارد- چرا براى بقاى نسل اين گونه مى‏كوشد؟ آيا جز براى آن است كه آفرينشگر حكيم اين نيرو را در سرشت و غريزه او نهاده است؟

درس هفتادم

 [آفرينش تخم پرندگان و تدابير نهفته در آن‏]

 از آفرينش تخم پرنده درس عبرت گير. در آن، ماده زرد رنگ و آب رقيق و سفيد نهاده شده. بخشى براى آنكه جوجه به هم رسد و بخش ديگر براى تغذيه آن است تا آنگاه كه تخم را بشكافد و بيرون آيد. در تدابير نهفته در اين امور بنگر. از آنجا كه رشد جوجه در درون آن جداره‏ها و لايه‏هاى سخت است و هيچ چيز به درون آن راه ندارد، در درون آن، آنقدر غذا تعبيه شده كه جوجه را تا هنگام بيرون آمدن بس باشد. جوجه به يك زندانى مى‏ماند كه در درون زندانى محبوس است و پيرامون زندان را دژهاى سخت فرا گرفته. هيچ راهى براى رسيدن غذا به او وجود ندارد در نتيجه غذا و روزى لازم براى مدت حبس را در كنارش مى‏نهند.1

.....................................................................

1- شگفتيهاى آفرينش، ترجمه توحيد مفضل، ص 106.

 

+ نوشته شده توسط علی در سه شنبه دهم آذر 1388 و ساعت 11:24 قبل از ظهر |

10ذیحجه الحرام1430

7        آذر       1388 

28   نوامبر     2009

بسم الله الرحمن الرحیم


عید سعید قربان را به محضر مقدس امام عصر(ارواحنا فداه) و بازدیدکنندگان محترم  تبریک و تهنیت عرض می‌کنیم.

عید قربان یکی از چهار عید بزرگ اسلامی است. کلمه‌ی عید از عود به معنای بازگشت می‌باشد. بنابراین باید در اعیاد انسان اگر از حقیقت که همان مقام انسانیت و کمالات و تعلیمات عالم ارواح می‌باشد دور افتاده و با آنها فاصله گرفته است به طرف آنها برگردد.

عید قربان اگر چه ظاهر آن بیانگر قربانيی است که حاجیان در این روز در مراسم حج انجام می‌دهند و همچنین برای بقیه‌ی افراد انجام آن استحباب دارد و اشاره به جریان ذبح حضرت اسماعیل توسط حضرت ابراهیم(علیه السلام)  دارد ولی حقیقت آن این است که ما در این روز بازگشتی از غفلت‌ها و فاصله‌ای که بین ما و خدای تعالی افتاده داشته باشیم و به خدای تعالی نزدیک شویم که معنا‌ي قربان، نزدیک شدن  می‌باشد و نزدیک شدن ما به خدای تعالی در صورتی تحقق می‌‌پذيرد که حجابهای روحی و صفات رذیله را از خود دور نمائیم و صفات الهی را در خود بوجود آوریم. و در حقیقت به جایی برسیم که خواسته‌های نفسانی و شیطانی خودمان را واقعاً فدای خواسته‌ی الهی کنیم و جز خواست او خواستی نداشته باشیم هرچند انجام آن بسیار مشکل باشد، مانند قضیه‌ی ذبح حضرت اسماعیل توسط حضرت ابراهیم(علیه السلام). که اگر این پدر و فرزند کوچکترین خواست نفسانی می‌داشتند هیچگاه نمی‌توانستند در مقابل این خواست الهی تسلیم شوند و از این امتحان بزرگ پیروز بیرون آیند.

و خدای تعالی هم به خاطر امتحانات عالی که حضرت ابراهیم داد نام او را جاودانه قرار داد و بسیاري از اعمال حج به تبعیت از حضرت ابراهیم و اسماعیل و هاجر، در دین برنامه‌ی آن از طرف خدای تعالی قرار داده شده است. مثلاً‌ سعی بین صفا و مروه بخاطر هفت مرتبه حرکت هاجر بین این دو کوه برای پیدا کردن آب بوده است و نیز اعمال دیگری از حج.

 

همچنین یکی از ایامی که خواندن دعای ندبه در آن تأکید شده روز عید قربان است که علاوه بر اینکه نشان دهنده‌ی این است که یک شیعه و محب واقعی امام عصر(ارواحنا فداه) عید واقعی‌اش موقعی است که امامش ظهور نماید و عدل و داد را در سراسر عالم برقرار نماید و انتقام اجدادش را بگیرد،‌بیانگر این است که با خواندن این دعا و کسب معرف و محبت آن حضرت و ناله و ندبه در فراقش به معدن حقیقت نزدیک شود که این همان تقرب به خدای تعالی است.

 

 

+ نوشته شده توسط علی در شنبه هفتم آذر 1388 و ساعت 6:26 قبل از ظهر |

9 ذیحجه‌الحرام1430 

6      آذر       1388

27  نوامبر    2009

بسم الله الرحمن الرحیم

روز عرفه از روزهای بسیار مهم در دوره‌ی سال است که خدای تعالی در این روز نظر خاصی به بندگانش دارد.

نکته‌ای که باید توجه داشت این است که تمام قدرت و مصلحت در دست خداست و هیچ چیز و هیچ‌کس بدون اذن و اراده‌ی پروردگار هیچ اثر و قدرتی نمی‌تواند داشته باشد.

اعتقاد به این موضوع بسیار مهم بوده و بسیاری از انحرافات و اعتقادات باطل را از ما دور می‌کند.

شاید گفته شود که این که مسلم است که همه‌ی قدرت از آن خداست بله!‌همین طور هست ولی در عمل ما در کنار خدا، یا حتی در مقابل خدا خیلي چیزها را دارای قدرت مستقل قلمداد می‌نمائیم.

که این خود بحث مفصلی دارد که انشاءالله در فرصت‌های بعدی به آن خواهیم پرداخت.

بهرحال از نظر طبیعی، روز عرفه با روزهای دیگر هیچ تفاوتی ندارد ولی خدای تعالی اراده فرموده است که در این روز به بندگانش عنایت خاصی داشته باشد به همین جهت باید قدر چنین روزها و یا شبهای این‌ چنینی را دانست و حالا که خدای تعالی درهای رحمتش را باز کرده ما به خودمان ظلم نکنیم و این موقعیت را از دست ندهیم که:

گرگدا کاهل بود         تقصیر صاحبخانه چیست؟

و درباره‌ی اهمیت روز عرقه به قول یکی از بزرگان این را باید گفت که اگر شهادت حضرت مسلم در این روز اتفاق نیفتاده بود باید آن را عید نامید. وروز عرفه روزی است که خدای تعالی بندگانش را به عبادت و اطاعت خود دعوت کرده  و سفره‌ی جود و احسانش را برای آنها گسترانده و در این روز شیطان از هر روزی خوارتر و حقیرتر و خشمناک‌تر است.

روایت شده که حضرت سجاد(علیه السلام) درروز عرفه صدای فقیری که از مردم گدائی می‌کرد شنیدند، ‌به او فرمودند: وای برتو آیا در این روز از غیر خدا سؤال می‌کنی و حال آنکه در این روز امید آن می‌رود که فضل خدای تعالی شامل حال بچه‌های در شکم نیز بشود و سعادتمند گردند.(1)

برای این روز اعمالي ذکر شده که مهمترین آنها زیارت حضرت سید الشهداء(علیه السلام) است و کسی که موفق به زیارت آن حضرت در حرم مطهرش گردد  ثوابش از کسی که در عرفات حاضر شده كمتر نيست. همچنین خواندن دعای امام حسین( علیه السلام) درروز عرفه سیره‌ی بزرگان بوده وآن‌قدراهمیت دارد  که اگر كسي براي خواندن اين دعا ضعف پيدا كند روزه‌ي اين روز استحباب ندارد.

تذکر:

عرفه از عرف به معنای معرفت و شناخت آمده است. بنابراین مهمترین فایده‌ای که باید از این روز نصیبمان شود معرفت نسبت به حقایق، مخصوصاً نسبت به حضرت حق جل و علا و معصومین(علیهم السلام) خاصه امام عصر (ارواحنا فداه) می‌باشد.

 متأسفانه ما وقتی که حتی عبادتی را انجام می‌دهیم فقط به ظاهر آن توجه می‌کنیم ولی باید قدری بیشتر تفکر و توجه کنیم. اینکه می‌فرمایند: خدای تعالی در روز عرفه ابتدا به زوار امام حسین(علیه السلام) توجه می‌کند بعد به زوار خودش؛ دارای حقیقت عظیمی است که درک آن می‌تواند تحول بزرگی در زندگی انسان بوجود آورد.

این مطلب یعنی اینکه اعتقاد و معرفت به خدا از طریق امام حسین(علیه السلام) مورد قبول پروردگار است.

اعتقاد به خدایی که انسان امام حسین را قبول نداشته باشد ارزشی ندارد. به همین جهت کسانی که به زیارت آن حضرت می‌روند چون ولایت و امامت آن حضرت را پذیرفته‌اند خدای تعالی هم، آنها را مورد عنایت خاص خود قرار می‌دهد.

روایات زیادی با این مضمون وجود دارد که انسان هر عبادتی که بالاتر از آن تصور نشود انجام دهد ولی ولایت خاندان عصمت و طهارت را نپذیرد خدای تعالی در روز قیامت با صورت او را در جهنم می‌اندازد.

و واقعا اعتقاد به خدا بدون ولایت ائمه‌ی اطهار(علیهم السلام) هیچ فایده‌ای برای انسان ندارد همانطور که حضرت علی‌بن‌موسی الرضا(علیه السلام) از قول خدای تعالی فرمودند: کلمة لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی أمن من عذابی . یعنی: کلمه‌ی لا اله الا الله پناهگاه محکم من است پس هرکس در پناهگاه من وارد شود از عذاب من در امان است.

سپس فرمودند: بشروطها و انا من شروطها.

يعنی:‌در صورتی کلام بالا تحقق پیدا می‌کند که با شروطش انجام شود و من از شروط آن هستم.

توضیح آنکه: کسی در حصن الهی می‌تواند داخل شود و از عذاب پروردگار در امان باشد که ولایت حضرت رضا(علیه السلام) و کلاً ائمه(عليهم السلام) را بپذیرد.

·   خدایا در این روز بزرگ به حق امام زمان(ارواحنا فداه) ما را از خواب غفلت بیدار فرما و معرفت آن عزیزت را به ما عنایت فرما و فرج مقدسش را برسان. آمین التماس دعا

 

 

1- مفاتیح الجنان

 

+ نوشته شده توسط علی در جمعه ششم آذر 1388 و ساعت 6:8 قبل از ظهر |