نهضت عاشورا و امر به معروف و نهي از منکر ق3
9رجب المرجب1434
30 اردیبهشت 1392
20 می 2013
بسم الله الرحمن الرحیم
ادامه مطلب 29جمادی الثانی:
پ- حضرت زينب کبري(سلام الله عليها) در خطبهاي که در بين مردم کوفه ايراد فرمودند؛ پس از حمد و ثناي الهي و صلوات فرستادن بر پيامبر و آل طاهرين آن حضرت ميفرمايند:
اما بعد؛ اي مردم کوفه! اي اهل مکر و فريب! آيا گريه ميکنيد؟! پس هيچگاه نبايد اشک چشمتان خشک شود و گريههاي شما تمام شود. جز اين نيست که مَثَل شما مَثَل زني است که ريسمانهايش را بعد از محکم بافتن باز کند. شما قسمهايتان را باعث مکر و خيانت بين خودتان قرار داديد.
آگاه باشيد! آيا در ميان شما جز چاپلوسي تهمت زننده و تملق کنيزان و طعنه زدن بر دشمنان چيزي هست؟ يا مانند گياهي هستيد که در لجنزارها روييده باشيد يا مانند نقرهاي ميمانيد که زينت قبور باشد.
آگاه باشيد! بد است آن چيزي که نفسهايتان براي شما پيش فرستاد که سخط و عذاب الهي بر شما خواهد بود و شما در عذاب هميشه خواهيد ماند. آيا گريه و ناله ميکنيد؟! آري به خدا قسم! پس بايد زياد گريه کنيد و کم بخنديد زيرا تحقيقا خود را به عار و ننگ آلوده نموديد و هرگز نميتوانيد آن را با شستن بشوئيد و پاک نمائيد. و چگونه پليدي قتل فرزند خاتم نبوت و معدن رسالت و آقاي جوانان اهل بهشت و پناهگاه خوبانتان و فريادرس بيچارگانتان و راهنماي شما در محاجه با دشمنانتان و معلم دين و شريعتتان را ميتوانيد از خود دور کنيد؟!
آگاه باشيد! بد است آن وزر و وبالي که برداشتيد. از رحمت خدا دور شويد و نابود شويد که تحقيقا تلاش شما به نااميدي انجاميد و دستهاي شما(از رحمت) کوتاه شد و در معاملهي خود دچار ضرر و خسارت شديد و به غضب پروردگار دچار شديد و بر شما ذلت و مسکنت زده شد.
واي بر شما اي اهل کوفه! آيا ميدانيد چه جگري از رسول خدا شکافتيد و چه پرده نشيناني از او را آشکار ساختيد و چه خوني از او را ريختيد و چه هتک حرمتي از او نموديد؟! قطعا کار زشت و ناشايستهاي انجام داديد و جنايت بزرگي مرتکب شديد و ظلم و ستمي عظيم به بزرگي زمين و آسمان نموديد!
آيا تعجب ميکنيد که آسمان خون باريد و حتما عذاب آخرت خوارکنندهتر است و شما ياري نميشويد، پس مهلت(خدا) شما را بيتفاوت نکند که قطعا خدا در عذاب تعجيل نميکند و از فوت انتقام گرفتن نميترسد و قطعا پروردگار شما در کمين است.[1]
ت- فاطمهصغري(سلام الله عليها)، دختر امام حسين(عليه السلام)، در قسمتي از خطبهاي که در بين مردم کوفه ايراد کرد ميفرمايد:
اي اهل کوفه! اي اهل مکر و حيله و خودخواهي! قطعا ما اهل بيتي هستيم که خداي تعالي ما را بوسيلهي شما مبتلا نمود و شما را به وسيلهي ما امتحان کرد. پس آزمايش ما را نيکو قرار داد(و ما از امتحان خوب بيرون آمديم) و علمش را به ما عنايت فرمود و فهمش را به ما مرحمت نمود، پس ما مخزن علم پروردگار و ظرف فهم و حکمت او و حجت او روي زمين در همهي بلاد براي بندگانش ميباشيم. خداي تعالي ما را به کرامت خودش کرامت داد و ما را به پيامبرش، محمد(صلي الله عليه و آله)، بر بسياري از مخلوقات، فضيلت آشکاري داد. ولي شما ما را تکذيب کرديد و حق ما را نديده گرفتيد و جنگ با ما را حلال و اموال ما را جايز براي غارت دانستيد! گويا ما اولاد ترک يا کابل هستيم، همانطور که جد ما را ديروز کشتيد و از شمشيرهايتان به خاطر کينههاي گذشته، خون ما اهل بيت ميچکد!
چشمهايتان به خاطر آن روشن و دلهايتان به خاطر افترا بر خدا شاد و فرحناک است و مکر بزرگي نموديد ولي خدا بهترين نقشه کشندگان است.
پس به خاطر آن خونهايي که از ما ريختيد و اموالي از ما که به دست شما رسيد خوشحال نباشيد، زيرا قطعا آن مصائب بزرگ و گرفتاريهاي عظيم که به ما رسيد(طبق فرمايش خداي تعالي قبلا ثبت شده است که ميفرمايد:) «در فرماني قبل از آنکه زمين را بيافرينيم ثبت کرديم، قطعا آن بر خدا آسان است به خاطر اينکه بر آنچه از دستتان رفته متأسف نشويد و به آنچه به شما داده شده خوشحال نشويد و خدا هيچ متکبر فخر کنندهاي را دوست ندارد.»[2]
پيوسته در خسران و زيان باشيد و انتظار لعنت و عذاب را بکشيد که گويي نزديک است بر شما وارد شود و پيوسته از آسمان بلاها نازل شود «تا شما را بوسيلهي عذاب نابود نمايد.»[3] «و خدا به وسيلهي بعضي از شما به بعضي ديگر ناراحتي را بچشاند.»[4] سپس روز قيامت به خاطر ظلمي که به ما کرديد در عذاب دردناک جاودانه بمانيد. آگاه باشيد که لعنت خدا بر ستمگران است.
واي بر شما آيا ميدانيد کدام دست از شما بر ما طغيان نمود و کدام نفْس به جنگ ما کشيده شد؟! يا با کدام پا به سوي ما آمديد تا به مجادلهي ما بپردازيد؟!
به خدا قسم! قلبهايتان را قساوت گرفت و جگرهايتان سخت شد و بر دلها و شنوايي و بينائيتان مهر زده شده است و شيطان براي شما کارهاي زشتتان را زينت داد و آرزوهايتان را طولاني نمود و بر ديدتان پرده انداخت، پس شما هدايت نميشويد.
اي اهل کوفه! پيوسته در خسران و زيان باشيد! چه کينهاي با رسول خدا(صلي الله عليه و آله) و چه دشمني با او داشتيد که اينگونه با برادرش علي بن ابيطالب(عليه السلام)، جدم، و پسران و عترت پاک و برگزيدهاش که صلوات و سلام خدا بر آنها باد عناد نموديد و بدين وسيله، افتخار بزرگي کرده و گفتيد:
ما علي و پسران علي را بوسيلهي شمشيرهاي هندي و نيزهها کشتيم و زنهاي آنها را مانند اسيران ترک اسير نموديم! آنها را با سختترين شکنجهها درهم شکستيم!
خاک و سنگ بر دهانت اي گويندهي اين شعر! آيا به کشتن آن قومي افتخار ميکني که خداي تعالي آنها را تزکيه و تطهير نمود و هر رجس و ناپاکي را از آنها دور نمود و آنها را کاملا پاک نمود؟! خشم خود را فرو بر و در جاي خود بنشين، همانطور که پدرت نشست. براي هر شخصي آن چيزي است که کسب کرده و از پيش فرستاده است.
واي بر شما! آيا بر آنچه خدا به ما فضيلت داده حسادت ميکنيد؟!
ما چه گناهي داريم، اگر درياهاي فضائل ما جهان را فرا گرفت و درياي تو روپوش کوچکي است که دعموص(پرندهي کوچک دريايي) را نميپوشاند؟
اين از فضل خداست که به هر کس بخواهد ميدهد و خدا صاحب فضل عظيم است و کسي که خدا براي او نوري قرار ندهد هيچ نوري براي او نميباشد.[5]
ج- ام کلثوم(سلام الله عليها)، دختر اميرالمؤمنين(عليه السلام)، در حالي که صدايش به گريه بلند بود، از پشت هودج با مردم کوفه چنين صحبت ميکند:
اي اهل کوفه! بدا به حال شما! چرا حسين را کوچک شمرديد و او را کشتيد و اموالش را به غارت برديد و تصاحب نموديد و زنان حرمش را اسير نموديد و او را آزرديد؟!
خسران و زيان دائمي و هلاکت بر شما باد! واي بر شما! آيا ميدانيد چه فاجعهي دردناکي را مرتکب شديد و چه بار سنگيني بر پشت خود حمل نموديد و چه خونهايي ريختيد و با چه بزرگواري مقابله نموديد و از چه کودکاني لباس ربوديد و چه اموالي را غارت نموديد؟!
بهترين مردان بعد از پيامبر(صلي الله عليه و آله) را کشتيد و رحم از دلهاي شما از بين رفته!
آگاه باشيد که قطعا حزب خدا همان غلبه کنندگانند و حزب شيطان همان زيان کارانند.
سپس اشعاري را انشاد فرمود که ترجمهي آن چنين است:
برادرم را بيدفاع کشتيد پس واي بر مادرانتان! به زودي به وسليهي آتشي عقوبت ميشويد که شعلههايش زبانه ميکشد.
خوني را ريختيد که خداي تعالي ريختن آن را حرام کرده بود و قرآن و سپس حضرت محمد، ريختن آن را حرام کرده بودند!
آگاه باشيد! بشارت باد بر شما به آتش که قطعا شما فرداي قيامت در قعر آتشي خواهيد بود که حرارتش همواره زياد ميشود.
و قطعا من در زندگيام بر برادرم، بر بهترين کسي که بعد از پيامبر متولد شد، گريه ميکنم با اشکهاي فراوان که پيوسته بيآنکه خشک شوند بر گونههايم ريخته شوند.[6]
چ- مسلم بن عقيل در جواب ابن زياد که ميگويد چرا به کوفه آمدي و اوضاع آرام آن را متشنج کردي، سخناني ميگويد که خلاصهي آن چنين است:
چون شما منکر را ظاهر ساختيد و معروف را از بين برديد و مردم را به غير آنچه خدا به شما امر کرده وادار نموديد، ما براي امر به معروف و نهي از منکر آمديم تا مردم را به حکم قرآن و سنت پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله) دعوت نماييم.[7]
همچنين ياران امام حسين(عليه السلام) وظيفهي امر به معروف و نهي از منکر خود را با تمام توان انجام دادند که در زير توضيح داده ميشود:
مقابلهي با دشمنان دين و صراط مستقيم و امام حسين(عليه السلام)، نهي از منکري بود که تمام ياران امام حسين(عليه السلام) انجام دادند. و آنچه که در زير آورده ميشود امر به معروف و نهي از منکري است که در سخنان حاميان و ياران آن حضرت ديده ميشود:
الف- يزيد بن مسعود که از اشراف بصره بود و امام حسين(عليه السلام) نامهاي جهت طلب ياري به او فرستاده بودند، مردم را اينگونه متوجه حقيقت ميکند:
... معاويه بيعتي از مردم گرفت که حکومت پسرش يزيد را تأمين کند ... ولي هيهات که چنين باشد ... اينک پسر شرابخوار و زشتکارش، يزيد، به جاي او نشسته و ادعاي خلافت مسلمانان را ميکند ... از راه حق به اندازهاي که پاي خويش را بنهد نميشناسد، او چطور ميتواند رهبري امتي را به عهده بگيرد!
به خدا سوگند ياد ميکنم سوگند محکمي! که جنگيدن با يزيد براي حفظ دين برتر از جنگ با مشرکين است. ولي حسين بن علي(عليه السلام) ... فضل او قابل توصيف و علم او پايان پذير نيست. او براي خلافت شايستهتر است ... او بهترين والي و امامي است که خداوند به وسيلهي او محبت را بر شما تمام کرده و راه سعادت را به شما نشان داده است. پس شما ديدگان خود را در برابر حق از دست ندهيد و بدون شناختن راه هدايت خود را در گودالهاي باطل نيفکنيد. در جنگ جمل بود که صخر بن قيس لکهي ننگ و خواري را به دامان شما افکند(و شما را از ياري علي(عليه السلام) باز داشت)، ولي امروز شما بايد با ياري فرزند پيغمبر آن را شستشو دهيد.
به خدا قسم! هر کس از ياري او کوتاهي ورزد خداوند، فرزندانش را ذليل و خويشانش را کم ميسازد...
سپس بنيسعد را که مهلت خواستند تا با يکديگر مشورت کنند؛ نهي از منکر ميکند و ميگويد: به خدا قسم! اي طايفهي بنيسعد اگر حسين(عليه السلام) را ياري نکنيد خداوند هرگز فتنه و خونريزي را از ميان شما بر نميدارد و هميشه با خود در جنگ خواهيد بود.[8]
ب- حنظلة بن اسعد شامي يکي از ياران امام حسين(عليه السلام) است که وقتي وارد ميدان شد(خطاب به لشکريان عمر سعد) با صداي بلند(آياتي از قرآن که خطاب مؤمن آل فرعون به فرعونيان است را تلاوت کرد و) گفت:
اي قوم من! قطعا من بر شما مثل روز احزاب ميترسم. مثل روش قوم نوح و عاد و ثمود و کساني که بعد از آنها بودند و خدا براي بندگانش ظلم را نميخواهد. و اي قوم من! قطعا من بر شما از روزي که صدا ميزنند ميترسم، روزي که در حال پشت کردن فرار کنيد، براي شما نگاهدارندهاي از خدا نخواهد بود.[9]
اي قوم من حسين(عليه السلام) را نکشيد که خدا شما را به وسيلهي عذابي نابودتان ميکند و«تحقيقا کسي که به خدا دروغ ببندد نااميد ميشود.»[10]
[1]- سيد بن طاووس، همان، ص 174.
[2]- سورهي حديد(57)، آيات 22-23.
[3]- سورهي طه(20)، آيهي 61.
[4]- سورهي انعام(6)، آيهي 65.
[5]- سيد بن طاووس، همان، صص 180-182.
[6]- همان، ص 184.
[7]- سيد بن طاووس، همان، ص 76.
[8]- سيد بن طاووس، همان، صص 48-61.
[9]- سورهغافر(40)، آيات 30-33.
[10]- سورهي طه(20)، آيهي 61.